الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
350
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ؛ « 1 » مبذّران و مسرفان برادر شيطانند و شيطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود كرد . معاويه ساكت شد در كامل جزرى آمده : نصير ( ابو موسى بن نصير ) فرمانده نگهبانان معاويه بود ، ولى در جنگ صفين به همراه او نرفت ، معاويه به او گفت : مانع تو چيست با اينكه انفاق و بخشندگى من دربارهء تو ميان مردم معروف است ؟ نصير پاسخ داد : من تو را سپاس نكنم بهسبب كفر ورزيدن به كسىكه به سپاس گفتن از تو شايستهترست و او خداى عزّ و جلّ است . پس معاويه ساكت شد و به او چيزى نگفت . « 2 » صعصعه در برابر معاويه در مروج آمده : معاويه از صعصعة بن صوحان از وضع و حال اهل كوفه و بصره و حجاز و طايفه مضر و ربيعه پرسيد ، صعصعه از هركدام به او پاسخ داد و آنگاه معاويه ساكت شد . صعصعه به او گفت : بپرس و گرنه تو را از چيزى خبر خواهم داد كه از آن رو گردانى . معاويه : آن چيست ؟ صعصعه : از شاميان . معاويه : بگو . صعصعه : آنان فرمانبردارترين مردم براى مخلوق و عاصىترينشان براى خالقند ، گنهكاران خداى جبّار ، و جانشينان اشراراند ، هلاكشان باد و منزلگاهشان بدترين جا ( دوزخ ) . . . « 3 » و نيز آورده صعصعه دربارهء اهل حجاز به معاويه گفت : آنان شتابندهترين مردم به سوى فتنه و ناتوانترينشان در برابر آن هستند جز اينكه داراى ثبات در دين و تمسّك به عروة اليقين ( اهل بيت عليهم السّلام ) مىباشند ، از امامان پاك پيروى و فاسقان تبهكار را از خلافت خلع مىكنند . معاويه پرسيد : نيكان و فاسقان كيانند ؟ صعصعه گفت : اى پسر ابو سفيان ! از حيله به دور است آنكه آشكار و شفاف سخن بگويد ، على و
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 27 . ( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 539 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 51 .